ميشد خودشان چه احساسي ميداشتند و به اين نتيجه رسيدند كه يهوديان تنها دنبال فرصت ميگردند تا تلافي كنند و شايد در نهان به اين كار مشغولاند. از اينجا ميتوان دليل جنايات ددمنشانهاي را كه به نومسيحيان نسبت ميدادند دريافت، جناياتي كه جز در مخيلهٴ بلواگران نميتوانست وجود داشته باشد.
نمونهٴ بارزي از آن، فاجعهٴ معروف به نان متبرك آيين قداس است كه در سال 1369، در بروكسل روي داد. يوناتان اِنگهايمي بانكدار يهودي و ژان لووني نومسيحي متهم شدند، كه اولي نقشه كشيده و دومي نانهاي متبرك آيين قداس را دزديده است. اين نانها در ماه اكتبر سال1369 ، از جايگاه مخصوصش در كليساي سنت كاترين بروكسل دزديده شده و به كنيسه برده شده بود؛ آنها را در آنجا يافتند، در حالي كه مورد بيحرمتي قرار گرفته و ميخكوب شده و خون زيادي از آنها رفته بود1. اين بود ماجراي ((معجزهٴ سنت گودول)) كه از آن پس، يادبود آن بزرگ داشته ميشود و نمازخانهٴ خاصي بهخاطرش در كليساي سنت گودول بروكسل در سالهاي1534 ـ 1339، ساخته شد و به پنجرههاي زيباي داراي شيشههاي مينايي آراسته گشت، كه در آنها رويدادها شرح داده شده است و آنها را در سالهاي 1540 ـ 1547، شاهان پرتغال، مجارستان، فرانسه و اتريش اهدا كردهاند. آن رويدادهاي باورنكردني موجب جهودكشي شديدي در بروكسل شد.
ممكن است تصور شود يهوديان كه ناگزير بودند در جوي سرشار از كينه، اهانت و سأظن زندگي كنند و هميشه نگران جان و مال خود باشند، ديگر نميتوانستند بهكار فكري بپردازند؛ ولي چنين نبود. در واقع كارهاي يهوديان چندان زياد است كه بايد گزارش آن را به پنج بخش كنيم: 1) اسپانيا، 2) كاتالونيا، 3) پرونس، 4) آلمان، 5) مشرق.
1. اسپانيا
تنش ميان يهوديان، مسيحيان، و نودينان، بهويژه در اسپانيا زياد بود، جايي كه خود را حتي در روزگار ما گهوارهٴ كهنهپرستي و نابردباري نشان داده است. اين تنشها بهويژه پس از آن، خود را بيشتر نمايان ساختند كه فرديناند و ايزابلا فرمانروايان كاتوليك، دستگاه تفتيش عقايد را ايجاد كردند (1478)2. ولي در سدهٴ چهاردهم، نيز قدرتشان بسيار خطرناك بود و مرتكب جنايات
2.H.C.Lea, History of the Inquestion
of spain
(4 vols., New Yourk 1906 - 1907) Salvador de Madariaga, Christophers Clumbus
(pp. 119 - 135, New Yourk1940; Isis no 33, p. 95)